ترکی به فارسی

Search for glossary terms (regular expression allowed)
Term Main definition
banka faiz oranı
مظنه رسمی تنزیل که توسط بانک مرکزی تعیین میشود
banka cüzdanı
دفترچه حسابT دفترچه بانک
banka çeki
چک بانکی
banka borcu
بدهی بانکی
banka
بانک
balya
عدل، بسته، لنگه
Balonlu naylon
لفاف یا پوشش حبابی (ورقه ای نایلونی دارای حبابهای هوا برای محافظت از اشیائ داخل جعبه)
balonlu ambalaj
لفاف یا پوشش حبابی (ورقه ای نایلونی دارای حبابهای هوا برای محافظت از اشیائ داخل جعبه)
bakım ücreti
هزینه نگهداری
Bakanlar Kurulu
هیئت وزیران
bağlı talep
تقاضای القائی
bağlı şirket (kardeş şirket)
شرکت وابسته، شرکت تابعه
bağlı ortaklık
شرکت تابعه (شرکتی که بیش از نیمی از سهام آن در اختیار شرکت دیگری می باشد.)
bağlı muamele
خرید متقابل
bağlı kredi
وام مشروط
Image
فارسی English Turkish Russian